محمدحسين ناصر الشريعه

140

تاريخ قم ( فارسى )

ايشان رأيى و اختلافى و اختيارى گرفت و گروه گروه شدند و هر به چند روز بر جسمى ديگر گرد مىآمدند ، و بارها خذلان يكديگر مىكردند ، و چون قصه‌اى پيش مىآمد تدارك و اصلاح آن هريك با ديگرى مىگذاشت و آن همچنان در توقف مىافتاد . پس چون حمزة بن اليسع والى ايشان شد و پس از او پسر او على بن حمزه و پس از وى عامر بن عمران ، « 1 » فرزندان احوص مخالفت نمودند و متابعت نكردند و چون يحيى بن عمران بر عاملان بيرون آمد و عصيان كرد هيچ‌كس با او در آن موافقت نكرد و از او دور شدند تا غايت كه على بن هاشم بر او ظفر يافت و فرزندان عبد اللّه در حرب مفلح عيسى بن الحسن را خذلان كردند تا او را بكشتند ، و همچنين با محمد بن علوية بن سعد و على بن عبد اللّه جبله و غير ايشان خذلان كردند تا ايشان را بگرفتند و به حضرت امير بردند و ايشان را بكشتند . و پيشتر از اين على بن محمد خزرج و جعفر بن محمد بن سعد را خذلان كردند و نگذاشتند تا ايشان را بگرفتند و به عراق بردند . پس جعفر را بكشتند و على بن خزرج را محبوس گردانيدند و مدتى محبوس بود تا آن‌گاه كه خلاص يافت . همچنين خذلان يكديگر مىكردند تا دشمنان اموال و اسباب ايشان را به دست فرا مىگرفتند و بر ايشان دليرى مىكردند ، و همچنين گاهى غالب مىشدند ، گاهى مغلوب تا آن‌گاه كه جيل « 2 » و ديلم بدين ناحيت غلبه شدند « 3 » پس بعضى از ايشان جلاى وطن كردند و بعضى هلاك شدند ، نعوذ باللّه من سوء العواقب . » « 4 » فصل سيزدهم [ در مقدمهء باب چهارم تاريخ قديم قم مىگويد : . . . ] در مقدمهء باب چهارم تاريخ قديم قم مىگويد : « و من پيشتر از شروع كردن در اخبار ايشان مقدمه‌اى ياد مىكنم تا عبرتى باشد مرد عاقل را و آن مقدمه آن است كه : عرب دويست و هشتاد سال به قم بودند و قم را كوره گردانيدند مدت صد و هشتاد سال ، پس تقدير آسمانى ايشان را سعادت و يارى داد و بخت و دولت با ايشان موافقت كرد ، و نيكبختى و سعادت دو

--> ( 1 ) - اين سه تن والى عرب و قمى بوده‌اند ( مؤلف ) ( 2 ) - جيل ، گيلك است ( د ) ( 3 ) - مراد تسلط مرداويج و سلاطين ديالمه است ( مؤلف ) ( 4 ) - مأخذ پيشين ، ص 163 .